عضویت در تلگرام جذاب

ads
adsads


مروری بر گذشته

داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) ازدواج کرد؟ +عکس اس ام اس 13 بدر – جملات مخصوص سیزده بدر بیوگرافی بازیگران نقش رحمان و رحیم سریال پایتخت عکس پروفایل روز مرد- عکس نوشته روز پدر اس ام اس های خنده دار و سرکاری ویژه روز مرد (2) بیوگرافی بهرام افشاری (بهتاش) در سریال پایتخت بیوگرافی نگین میرزایی سریال پایتخت 5 + عکس فال و طالع بینی فروردین ماه سال 1397 متن زیبا،جذاب و خواندنی درباره مرد بودن بیوگرافی بازیگر زن گلچهره سجادیه + تصاویر عکس پروفایل خاص عاشقانه – زیباترین عکس پروفایل مدهای بهاری سال جدید – آشنایی با مدهای بهاره ترفند های آرایشگری برای پر کردن ابرو‌های خالی اس ام اس و جملات زیبای تبریک عید نوروز 97 عکس پروفایل نوروز – عکس نوشته های تبریک عید 97 طرح های زیبا و شیک مانتو مجلسی مدل ۹۷ آموزش تزیین هفت سین با گونی برای نوروز 97 شرایط فروش پژو ۲۰۶ تیپ ۲ مدل ۹۷ + زمان تحویل کد دستوری همراه اول برای عید نوروز ۹۷ جمله درباره ماه اسفند – متن زیبا درباره آخر سال

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

ممکنه دختر من رو بپسندی!!؟ (طنز)

0.665424001387396389 jazzaab ir ممکنه دختر من رو بپسندی!!؟ (طنز)
  ممکنه دختر من رو بپسندی

مرد جوون : ببخشین آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده ؟
پیرمرد : معلومه كه نه !
جوون : ولی چرا ؟ ! مثلا” اگه ساعت رو به من بگی چی از دست میدی ؟ !
پیرمرد : ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم !
جوون : میشه بگی چطور همچین چیزی ممكنه ؟ !

پیرمرد : ببین … اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی !
جوون : كاملا” امكانش هست !
پیرمرد : ممكنه ما دو سه بار دیگه هم همدیگه رو ملاقات كنیم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی !
جوون : كاملا” امكان داره !

پیرمرد : یه روز ممكنه تو بیای به خونه ی من و بگی كه فقط داشتی از اینجا رد میشدی و اومدی كه یه سر به من بزنی! بعد من ممكنه از روی تعارف تو رو به یه فنجون چایی دعوت كنم ! بعد از این دعوت من ، ممكنه تو بازم برای خوردن چایی بیای خونه ی من و بپرسی كه این چایی رو كی درست كرده ؟ !
جوون : ممكنه !

پیرمرد : بعد من بهت میگم كه این چایی رو دخترم درست كرده ! بعد من مجبور میشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم دختر من رو می پسندی !
مرد جوون : لبخند میزنه !
پیرمرد : بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی ! ممكنه دختر من رو به سینما دعوت كنی و با همدیگه بیرون برید !
مرد جوون : لبخند میزنه !

پیرمرد : بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بیاد و چشم انتظار تو بشه ! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من میشی و بهش پیشنهاد ازدواج می كنی !
مرد جوون : لبخند میزنه !
پیرمرد : بعد از یه مدت ، یه روز شما دو تا میاین پیش من و از عشقتون برای من تعریف می كنین و از من اجازه برای ازدواج میخواین !
مرد جوون در حال لبخند : اوه بله !

پیرمرد با عصبانیت : مردك ابله ! من هیچوقت دخترم رو به ازدواج یكی مثل تو كه حتی یه ساعت مچی هم از خودش نداره در نمیارم !

 سیمرغ

عضویت در تلگرام جذاب

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی