ads
adsads


مروری بر گذشته

ازدواج حنیف عمران زاده + عکس های همسرش آزار جنسی دانش آموزان پسر یک مدرسه در غرب تهران تجاوز به زن دایی صیغه ای +محاکمه به جرم آزار زن دایی درگذشت ناصر ملک مطیعی+بیوگرافی ناصر ملک مطیعی عکس مهناز افشار و دخترش لیانا لب دریا شباهت جالب گلشیفته فراهانی و برادرش آذرخش ناخن های 2 متری این مرد رکورد گینس را شکست+عکس واکنش دختر شفر به شباهت مریم سعادت به مادرش! پیامک طنز و سرکاری ماه رمضان (7) اس ام اس جدید تبریک حلول ماه رمضان متن های ادبی جذاب درباره ماه رمضان اشعار زیبا ویژه ماه مبارک رمضان (7) عکس های باحال هنرمندان ایرانی در اینستاگرام (210) آخرین وضعیت زن تبریزی قربانی اسیدپاشی + تصاویر درگذشت گوینده خبر قاسم افشار+علت فوت قاسم افشار دختر کره ای با بیش از 200 خواستگار! +عکس واکنش قهرمان زیبایی اندام زنان به مرد مزاحم + عکس عکس های پدر و مادر خوشتیپ الهام حمیدی ازدواج مجدد مهسا ملک مجری زن تلویزیون+ عکس تیپ خفن هدی زین العابدین به عنوان مدل تبلیغاتی

عکس

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

قصه كسی كمك من می كند؟

كسی كمك من می كند؟

 

 

0.261541001374836589 jazzaab ir قصه كسی كمك من می كند؟

 

 

یك مرغ حنایی كوچولو همراه با دوستانش در مزرعه زندگی می كرد.دوستان او یك سگ خاكستری، یك گربه ی نارنجی و یك غاز زرد بودند.

 

یك روز مرغ حنایی مقداری دانه گندم پیدا كرد. او پیش خودش فكر كرد ، “من می توانم با این دانه ها ، نان درست كنم .

 

مرغ حنائی كوچولو پرسید: كسی به من كمك می كند تا این دانه ها را بكارم؟

سگ گفت: من نمی توانم.

گربه گفت: من دلم می خواهد ولی كار دارم و نمی توانم.

غاز گفت: من امروز باید به بچه هایم شنا یاد بدهم و نمی توانم.

مرغ حنائی گفت: پس من خودم این كار را خواهم كرد.او بدون كمك كسی دانه ها را كاشت.

 

مرغ حنائی كوچولو پرسید: كسی می تواند در دروكردن گندم به من كمك كند؟

سگ گفت: من باید به شكار بروم.

گربه گفت: من تازه از خواب بیدار شدم و حال ندارم.

غاز گفت: من بالم درد می كند.

مرغ گفت: پس خودم تنهایی آنرا انجام می دهم. مرغ كوچولو بدون كمك كسی گندم ها را دروكرد.

 

 

 

0.368061001374836589 jazzaab ir قصه كسی كمك من می كند؟

 

 

 

 

مرغ حنایی كه خسته شده بود، پرسید: كسی به من كمك می كند كه این گندمها را به آسیاب ببریم و آنها را آرد كنیم؟

سگ گفت: من نمی توانم.

گربه گفت: من نمی توانم.

غاز گفت: من هم نمی توانم.

مرغ حنایی گفت: خودم اینكار را خواهم كرد. او گندمها را به آسیاب برد و تنهایی آنها را آرد كرد بدون اینكه كسی به او كمك كند.

 

مرغ حنایی كه خیلی خیلی خسته بود، پرسید: كسی به من كمك می كند تا با این آرد نان بپزیم؟

ولی باز هم سگ و گربه و غاز به او كمك نكردند و هر كدام بهانه ای آوردند.

مرغ حنایی گفت:خودم این كار را خواهم كرد. و بعد مرغ خسته بدون كمك كسی نان پخت.

 

نان تازه و داغ بوی خیلی خوبی داشت. مرغ حنایی پرسید: آیا كسی به من كمك می كند تا نان را بخوریم.

سگ گفت: من كمك خواهم كرد.

گربه گفت: من كمك خواهم كرد.

غاز گفت: من كمك خواهم كرد.

 

 

 

 

0.418583001374836589 jazzaab ir قصه كسی كمك من می كند؟

 

 

اما مرغ حنایی با عصبانیت فریاد كشید، من نیازی به كمك شما ندارم و خودم تنها این كار را خواهم كرد.


مرغ حنایی
نان را جلوی خودش گذاشت و همه آن را خورد.

 

 

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی