ads
adsads


مروری بر گذشته

پیامک طنز و سرکاری ماه رمضان (7) اس ام اس جدید تبریک حلول ماه رمضان متن های ادبی جذاب درباره ماه رمضان اشعار زیبا ویژه ماه مبارک رمضان (7) عکس های باحال هنرمندان ایرانی در اینستاگرام (210) آخرین وضعیت زن تبریزی قربانی اسیدپاشی + تصاویر درگذشت گوینده خبر قاسم افشار+علت فوت قاسم افشار دختر کره ای با بیش از 200 خواستگار! +عکس واکنش قهرمان زیبایی اندام زنان به مرد مزاحم + عکس عکس های پدر و مادر خوشتیپ الهام حمیدی ازدواج مجدد مهسا ملک مجری زن تلویزیون+ عکس تیپ خفن هدی زین العابدین به عنوان مدل تبلیغاتی بدنیا آمدن فرزند بازیگر زن زیبا بروفه + عکس استفاده از طب سنتی برای درمان شوره سر عکس جدید شیلا خداداد و همسرش در نمایشگاه کتاب عکس های جذاب لیلا بلوکات بعنوان مدل عکاسی فیس بوک هم بزودی بلاک چین می شود! روش هایی برای عمیق تر کردن رابطه زناشویی با همسرتان بهاره رهنما همراه بادیگاردش در نمایشگاه کتاب! +عکس دختران فوتسالیست ایرانی قهرمان آسیا شدند

عکس

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

قصه ی خرگوش با هوش

قصه ی خرگوش با هوش

در جنگل سر سبز و قشنگی خرگوش باهوشی زندگی می كرد . یك گرگ پیرو یك روباه بدجنس هم همیشه نقشه می كشیدند تا این خرگوش را شكار كنند . ولی هیچوقت موفق نمی شدند .

 

یك روز روباه مكار به گر گ گفت : من نقشه جالبی دارم و این دفعه می توانیم خرگوش را شكار كنیم .

 

گرگ گفت : چه نقشه ای ؟

0.573012001374824801 jazzaab ir قصه ی خرگوش با هوش

 

 

روباه گفت : تو برو ته جنگل ، همانجا كه قارچهای سمی رشد می كند و خودت را به مردن بزن . من پیش خرگوش می روم و می گویم كه تو مردی . وقتی خرگوش می آید تا تو رو ببیند تو بپر و او را بگیر .گرگ قبول كرد و به همانجائی رفت كه روباه گفته بود .

 

روباه هم نزدیك خانه خرگوش رفت و شروع به گریه و زاری كرد .

 

با صدای بلند گفت : خرگوش اگر بدونی چه بلائی سرم آمده و همینطور با گریه و زاری ادامه داد ، دیشب دوست عزیزم گرگ پیر اشتباهی از قارچ های سمی جنگل خورده و مرده اگر باور نمی كنی برو خودت ببین .

 

و همینطور كه خودش ناراحت نشان میداد دور شد .

 

خرگوش از این خبر خوشحال شد پیش خودش گفت برم ببینم چه خبر شده است .

0.675050001374824801 jazzaab ir قصه ی خرگوش با هوش

 

 

او همان جائی رفت كه قارچهای سمی رشد می كرد . از پشت بوته ها نگاه كرد و دید گرگ پیر روی زمین افتاده و تكان نمی خورد .

 

خوشحال شد و گفت از شر این گرگ بدجنس راحت شدیم . خواست جلو برود و نزدیك او را ببیند اما قبل از اینكه از پشت بوته ها بیرون بیاید پیش خودش گفت :‌ اگر زنده باشد چی ؟ آنوقت مرا یك لقمه چپ می كند . بهتر است احتیاط كنم و مطمئن شوم كه او حتما مرده است .

 

بنابراین از پشت بوته ها با صدای بلند ، طوریكه گرگ بشنود گفت : پدرم به من گفته وقتی گرگ میمرد دهنش باز می شود ولی گرگ پیر كه دهانش بسته است .

 

گرگ با شنیدن این حرف كم كم و اهسته دهانش را باز كرد تا به خرگوش نشان بدهد كه مرده است .

 

0.725608001374824801 jazzaab ir قصه ی خرگوش با هوش

خرگوش هم كه با دقت به دهان گرگ نگاه می كرد متوجه تكان خوردن دهان گرگ شد و فهمید كه گرگ زنده است . بعد با صدای بلند فریاد زد : ای گرگ بدجنس تو اگر مرده ای پس چرا دهانت تكان می خورد . پاشو پاشو باز هم حقه شما نگرفت . و با سرعت از آنجا دور شد .

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی