ads
adsads


مروری بر گذشته

مطالب جدید سایت

عکس

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

قصه مورچه بی دقت

0.362863001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

  قصه مورچه بی دقت 

آن شب برف سنگینی باریده بود . همه جا سرد بود .موچی ( مورچه كوچولو ) و فیلو ( فیل كوچولو ) در خانه خوابیده بودند . بخاری كوچك آنها روشن بود اما نمی توانست همه خانه را گرم كند .

موچی گفت : ” باید یك فكری بكنیم كه خانه را گرم كنیم .

و بعد گفت : ” یك فكر حسابی دارم . ما می توانیم تمام شعله های اجاق گاز را روشن كنیم تا خانه گرم شود .”

فیلو گفت : ” اما این كار خطرناك است . مگر یادت نیست كه آقای ایمنی می گفت هیچوقت این كار را نكنید ؟

0.462549001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

موچی گفت : آقای ایمنی در خانه گرمش خوابیده و نمی داند كه ما داریم از سرما می لرزیم .

موچی این را گفت و سراغ اجاق گاز رفت و همه شعله ها را روشن كرد .

كم كم خانه گرم شد ولی بوی گاز همه جا را گرفته بود .

موچی كه گرمش شده بود پنجره را باز كرد .

چند دقیقه بعد صدای زنگ در بلند شد . فیلو با تعجب در را باز كرد . آقای ایمنی پشت در بود .

آقای ایمنی گفت :” داشتم از اینجا عبور می كردم ، دیدم توی این سرما پنجره هایتان باز است، تعجب كردم . گفتم در بزنم و بپرسم اینجا چه خبر است ؟ ! ”

فیلو گفت : ” موچی سردش بود و اجاق گاز را روشن كرد تا خانه را گرم كند و حالا هم گرمش شده و رفته پنجره را باز كرده

0.512098001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

آقای ایمنی فریاد زد : ” چی ؟ مگر اجاق گاز بخاری است كه با آن خانه را گرم می كنید ؟

اول این كه گرم كردن خانه با شعله های اجاق گاز كار اشتباهی است . ”

فیلو با سرعت دوید و گاز را خاموش كرد .

بعد آقای ایمنی ادامه داد : شما نباید آنقدر خانه را گرم كنید كه مجبور شوید پنجره ها را باز كنید . هیچ می دانید اینطوری چقدر گاز هدر می رود ؟

شما می توانید لباس گرم بپوشید و یا جلو در و پنجره ها پرده های كلفت بزنید تا گرمای خانه هدر نرود .

0.550543001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

باید در زمستان جلوی دریچه كولر را بپوشانید تا گرمای خانه هدر نرود .

فیلو با سرعت رفت و مقداری لباس آورد و به موچی گفت : این لباسها را بپوش . من می روم جلوی پنجره ها پرده بزنم

ساعتی بعد، پرده های پنجره زده شد . فیلو با یك تكه نایلن، جلوی دریچه كولر را هم پوشاند .

آقای ایمنی گفت : دوستان عزیز یادتان باشد موقع خواب شعله بخاری را كم كنید و از پتو و لحاف مناسب استفاده كنید .

آقای امینی خداحافظی كرد و رفت . حالا خانه گرم شده بود و همه راحت بخواب رفتند .

 

 

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی