ads
adsads


مروری بر گذشته

پیامک طنز و سرکاری ماه رمضان (7) اس ام اس جدید تبریک حلول ماه رمضان متن های ادبی جذاب درباره ماه رمضان اشعار زیبا ویژه ماه مبارک رمضان (7) عکس های باحال هنرمندان ایرانی در اینستاگرام (210) آخرین وضعیت زن تبریزی قربانی اسیدپاشی + تصاویر درگذشت گوینده خبر قاسم افشار+علت فوت قاسم افشار دختر کره ای با بیش از 200 خواستگار! +عکس واکنش قهرمان زیبایی اندام زنان به مرد مزاحم + عکس عکس های پدر و مادر خوشتیپ الهام حمیدی ازدواج مجدد مهسا ملک مجری زن تلویزیون+ عکس تیپ خفن هدی زین العابدین به عنوان مدل تبلیغاتی بدنیا آمدن فرزند بازیگر زن زیبا بروفه + عکس استفاده از طب سنتی برای درمان شوره سر عکس جدید شیلا خداداد و همسرش در نمایشگاه کتاب عکس های جذاب لیلا بلوکات بعنوان مدل عکاسی فیس بوک هم بزودی بلاک چین می شود! روش هایی برای عمیق تر کردن رابطه زناشویی با همسرتان بهاره رهنما همراه بادیگاردش در نمایشگاه کتاب! +عکس دختران فوتسالیست ایرانی قهرمان آسیا شدند

عکس

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

قصه مورچه بی دقت

0.362863001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

  قصه مورچه بی دقت 

آن شب برف سنگینی باریده بود . همه جا سرد بود .موچی ( مورچه كوچولو ) و فیلو ( فیل كوچولو ) در خانه خوابیده بودند . بخاری كوچك آنها روشن بود اما نمی توانست همه خانه را گرم كند .

موچی گفت : ” باید یك فكری بكنیم كه خانه را گرم كنیم .

و بعد گفت : ” یك فكر حسابی دارم . ما می توانیم تمام شعله های اجاق گاز را روشن كنیم تا خانه گرم شود .”

فیلو گفت : ” اما این كار خطرناك است . مگر یادت نیست كه آقای ایمنی می گفت هیچوقت این كار را نكنید ؟

0.462549001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

موچی گفت : آقای ایمنی در خانه گرمش خوابیده و نمی داند كه ما داریم از سرما می لرزیم .

موچی این را گفت و سراغ اجاق گاز رفت و همه شعله ها را روشن كرد .

كم كم خانه گرم شد ولی بوی گاز همه جا را گرفته بود .

موچی كه گرمش شده بود پنجره را باز كرد .

چند دقیقه بعد صدای زنگ در بلند شد . فیلو با تعجب در را باز كرد . آقای ایمنی پشت در بود .

آقای ایمنی گفت :” داشتم از اینجا عبور می كردم ، دیدم توی این سرما پنجره هایتان باز است، تعجب كردم . گفتم در بزنم و بپرسم اینجا چه خبر است ؟ ! ”

فیلو گفت : ” موچی سردش بود و اجاق گاز را روشن كرد تا خانه را گرم كند و حالا هم گرمش شده و رفته پنجره را باز كرده

0.512098001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

آقای ایمنی فریاد زد : ” چی ؟ مگر اجاق گاز بخاری است كه با آن خانه را گرم می كنید ؟

اول این كه گرم كردن خانه با شعله های اجاق گاز كار اشتباهی است . ”

فیلو با سرعت دوید و گاز را خاموش كرد .

بعد آقای ایمنی ادامه داد : شما نباید آنقدر خانه را گرم كنید كه مجبور شوید پنجره ها را باز كنید . هیچ می دانید اینطوری چقدر گاز هدر می رود ؟

شما می توانید لباس گرم بپوشید و یا جلو در و پنجره ها پرده های كلفت بزنید تا گرمای خانه هدر نرود .

0.550543001374823140 jazzaab ir قصه مورچه بی دقت

باید در زمستان جلوی دریچه كولر را بپوشانید تا گرمای خانه هدر نرود .

فیلو با سرعت رفت و مقداری لباس آورد و به موچی گفت : این لباسها را بپوش . من می روم جلوی پنجره ها پرده بزنم

ساعتی بعد، پرده های پنجره زده شد . فیلو با یك تكه نایلن، جلوی دریچه كولر را هم پوشاند .

آقای ایمنی گفت : دوستان عزیز یادتان باشد موقع خواب شعله بخاری را كم كنید و از پتو و لحاف مناسب استفاده كنید .

آقای امینی خداحافظی كرد و رفت . حالا خانه گرم شده بود و همه راحت بخواب رفتند .

 

 

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی