ads
adsads


مروری بر گذشته

پیامک طنز و سرکاری ماه رمضان (7) اس ام اس جدید تبریک حلول ماه رمضان متن های ادبی جذاب درباره ماه رمضان اشعار زیبا ویژه ماه مبارک رمضان (7) عکس های باحال هنرمندان ایرانی در اینستاگرام (210) آخرین وضعیت زن تبریزی قربانی اسیدپاشی + تصاویر درگذشت گوینده خبر قاسم افشار+علت فوت قاسم افشار دختر کره ای با بیش از 200 خواستگار! +عکس واکنش قهرمان زیبایی اندام زنان به مرد مزاحم + عکس عکس های پدر و مادر خوشتیپ الهام حمیدی ازدواج مجدد مهسا ملک مجری زن تلویزیون+ عکس تیپ خفن هدی زین العابدین به عنوان مدل تبلیغاتی بدنیا آمدن فرزند بازیگر زن زیبا بروفه + عکس استفاده از طب سنتی برای درمان شوره سر عکس جدید شیلا خداداد و همسرش در نمایشگاه کتاب عکس های جذاب لیلا بلوکات بعنوان مدل عکاسی فیس بوک هم بزودی بلاک چین می شود! روش هایی برای عمیق تر کردن رابطه زناشویی با همسرتان بهاره رهنما همراه بادیگاردش در نمایشگاه کتاب! +عکس دختران فوتسالیست ایرانی قهرمان آسیا شدند

عکس

بیوگرافی هنرمندان

عجایب اسرار آمیز جهان

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

نان گدایی را گاو خورد دیگر به كار نرفت (ضرب المثل)

مجموعه : ضرب المثل ها

0.074975001363713341 jazzaab ir نان گدایی را گاو خورد دیگر به كار نرفت (ضرب المثل)

نان گدایی را گاو خورد دیگر به كار نرفت

شیاركاری با یك بند گاو در صحرا مشغول شخم زدن و کشت گندم بود گدایی آمد و با چاخان و زبان ‌بازی، سیفال تو پالان ( چالوسی) شیار كار كرد و شروع كرد به دعا و ثنایی كه مرسوم گداها است كه: “خدا بركت بده، چشمه خواجه خضره، بركت به گوشه كرت باشه، یه مش گندم به من بده پیش خدا گم نمیشه”. شیار كار گفت: “بابا این گندما به این زحمت میباس برن تو دل زمین و هفت هشت ماه آب بخورن و ما هم خون دل و سرما و گرما بخوریم و هزار جور زحمت بكشیم تا فصل تابستون گندمی درو كنیم و خودمون و بچه بارمون و اهت و عیالمون و ارباب و مباشر و حیوون و حشر و مرغ و چرغ و یه مش زن و مرد شهری هم بخورن ما وسیله كار وسیله‌ساز هستیم؛ تو هم زحمت بكش بهتر از بیكاری و گدائیه از همه گذشته ‌ئی گندم بذره و مال اربابه و من دست حروم به اون دراز نمی‌كنم بركتش ورداشته میشه”.

گدا قانع شد و گفت: “من از راه دوری آدم یه ساتوئی ایجو دراز میشم.” توبره گدائیش را گذاشت كنار دستش و خواب غفلت نر قلندری و بیعاری او را از جا برداشت. شیار كار هم مشغول شیار كردن و شخم زدن بود تا كارش تمام شد. گاوهایش را طبق معمول ول كرد كه بروند آب بخورند، خودش هم رفت یك گوشه نشست كه خستگیش در برود. یكی از گاوها خود را به توبره گدا رساند و سفره نان او را به دندان گرفت و تا گدا و شیاركار متوجه شوند گاو نان را بلعید. شیاركار خود را به گاو رساند و چوب را كشید به بخت گاو و حالا نزن كی بزن. گدا ماتش زد و گفت: “بابا طوری نشده، نشنیدی میگن به فقیر چه نونی بدی چه نونش بستونی تفاوتی نداره”.

شیاركار كه گاوش فرار كرده بود، تو سر خودش می‌زد و خداخدا می‌كرد. باز گدا گفت: “بابا! من حرفی ندارم، دگه تو چرا خودته می‌زنی بیا منه بزن وای به حال حیوون زبون بسته كه به گیر تو آدم ندیده افتاده؛ تو كه راضی نمیشی گاوت نون كس دگه را بخوره چطور راضی میشی زن و بچه‌ت نون تو را بخورن؟”

شیاركار گفت: “ها راست میگی ولی اینجور نیس، تو میری تو ده باز نونی گدایی می‌كنی اما گاو من كه نون گدایی خورد دگر به كار نمیره”.

روایت دوم
زارعی در موقع استراحت، گاو خودش را در گوشه‌ای بسته بود و خودش به دنبال كارش رفته بود؛ یك نفر پیله‌ور آمد و در نزدیكی گاو بار انداخت و از كثرت خستگی به خواب رفت. گاو هم خودش را به خورجین پیله‌ور رساند و سرش را توی خورجین كرد و هرچه خوردنی در آن بود خورد. پیله‌ور پس از مدتی بیدار شد دید گاو هرچه خوردنی داشته خورده به ناچار به سراغ صاحب گاو رفت كه خسارت خودش را از او بگیرد. وقتی كه مطلب را به او گفت صاحب گاو جواب داد: “اشتباه كردی تو باید پول گاو مرا بدهی” پیله‌ور گفت: “چرا من باید پول گاو تو را بدهم؟” صاحب گاو جواب داد: “برای اینكه تو لقمه گدایی به گاو من دادی و گاو كه نان گدایی و نان مفت خورد دیگر به درد كار نمی‌خورد”.

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی