عضویت در تلگرام جذاب

ads

ads
adsads

مروری بر گذشته

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • سلامت
  • عکس
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون
آرایشگری هنری زادور

داستان خواندنی آرزوی پر ماجرا

مجموعه : داستان کوتاه

54521041541 داستان خواندنی آرزوی پر ماجرا

داستان خواندنی آرزوی پر ماجرا

پدری با دو فرزند کوچکش مشغول قدم زدن در پیاده رو بود.

پسر بزرگتر پرسید: پدر جان ما چرا اتومبیل نداریم؟

پدر گفت : من یک پدر زن ثروتمند پیر دارم، اگر او فوت کند، ثروتش به مادر زن من خواهد رسید، پس از آنکه مادر زنم هم مرد، ثروت او به ما رسیده و من خواهم توانست که یک ماشین برای خودمان بخرم.

پسر کوچک ، پس از شنیدن حرف پدر گفت: پدر جان، من پهلوی شما خواهم نشست.

پسر بزرگتر با ناراحتی جواب داد : تو  باید عقب بنشینی، جای من در جلو می باشد.

دو برادر ناگهان شروع به دعوا و کتک زدن همدیگر کردند.

پدر که خیلی عصبانی شده بود، گفت: بیایید پایین ،بچه های بی تربیت.

تقصیر من است که شما را سوار ماشین کرده ام.

 

 

عضویت در تلگرام جذاب

آموزش آرايشگري

برنامه هاي طنز ريوندي

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی